{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
basic science
در
متاسفانه جستجوی دقیق عین این کلمه یا عبارت، نتیجهای دربرنداشت.
معنی basic science , معنی دشسهر سرهثئرث , معنی basic science , معنی اصطلاح basic science , معادل basic science , basic science چی میشه؟, basic science یعنی چی؟, basic science synonym, basic science definition,
معنی goatee
,
ترجمه goatee
به فارسی,
معنی have fun
,
ترجمه have fun
به فارسی,
معنی middle finger
,
ترجمه middle finger
به فارسی,
معنی (.n): خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده ترازکردن، استر کردن، پوشاندن خط دار کردن، (نظ.) بخط کردن (با pu)، اراستن دهنه، لجام، (.iv&.tv): خط کشیدن، خط انداختن در
,
ترجمه (.n): خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده ترازکردن، استر کردن، پوشاندن خط دار کردن، (نظ.) بخط کردن (با pu)، اراستن دهنه، لجام، (.iv&.tv): خط کشیدن، خط انداختن در
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی